تبلیغات
اقیانوس عاشق
به اقیانوس عاشق خوش آمدید ...
........................................شعار وبلاگ.......................................

                                                          

                              (((ساده باش ولی همیشه باش)))

 

                                   

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
با این جمله کوتاه دوباره به خودم امدم.......
زیبایی در سادگی است.




این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
...

اگه چشمات من رو می‌خواست،تو نگاه تو میمردم 

 

اگه دستات مال من بود،جون به دستات می‌سپردم 

 

اگه اسمم رو می‌خوندی،دیگه از یاد نمی‌بردم 

 

اگه با من تو می‌موندی،همه دنیارو می‌بردم 

 

توی آسمون عشقم،غیر تو پرنده‌ای نیست 

 

روی خاموشی لبهام،جز تو اسم دیگه‌ای نیست 

 

توی قلب من عزیزم،هیچ کسی جایی نداره 

 

دل عاشقم بجز تو،هیچ کسی رو دوست نداره

 

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
فقط برای فکر کردن!!!!!!!!!!!

تا حالا دقت كردی عمو نوروز ما گدایی میكنه ولی بابانوئل خارجی ها كادو میده؟!






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
...

من نه عاشق هستم نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من....من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد....






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
0000000

ماه من غصه نخور زندگی جزر و مد داره

دنیامون یه عالمه ادم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت

خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور پنجرمون بازه هنوز

باغچمون غرق گلای عاشق و نازه هنوز

ماه من غصه نخور ماها که تب نمی کنند

ماها که از ادما کمک طلب نمی کنند

ماه من غصه نخور شمعدونیا صورتی اند

دلایی که بشکنند چون عاشقند قیمتی اند

ماه من غصه نخور کم کم داره بارون میاد

توی عاشقی باید نترسید از کم و زیاد

ماه من غصه نخور خاطره هامون کودکند

توی این بازی یه وقتایی دلا عروسکند

ماه من غصه نخور گلا میاند عیادتت

به نتیجه میرسه اخر یه روزی عبادتت

ماه من غصه نخور خیلیا تنهاند مث ما

خیلیا با زخمای زندگی اشناند مث ما

ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه

اونی که غصه نداشته باشه ادم نمیشه

ماه من غصه نخور حافظ واست باز میکنم

شعراشو میخونم و تو رو مداوا میکنم

ماه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا

هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
00000

اى روزگار دلشكن, هر دم مرا سنگى مزن

من سنگها در لقمه نان, دندان به دندان دیده ام

از خود رجز خوانى مكن, تصویر گردانى مكن

من گردن گردنكشان, رسمان به رسمان دیده ام

شرح ستم بس خوانده ام, آتش به آتش مانده ام

من اشك چشم كودكان, دامان به دامان دیده ام

از این كله تا آن كله فرقى ندارد شیخ و شه

من پاسدار و پاسبان ایران به ایران دیده ام

ماتم چه گویم زین وطن كز برگ برگ این چمن

من خون چشم شاعران دیوان به دیوان دیده ام






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
داستان..................

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :
بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :
آری من مسلمانم
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد
جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :
چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!!






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
دکتر شریعتی

اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد ؛

تو از کوله بار سنگین خویش ناله میکردی ...
و من شاید ؛ کمر شکسته ترین بودم

 

اگر غرور نبود؛
چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند ؛
و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمانجستجو نمیکردیم

 

اگر دیوار نبود؛ نزدیک تر بودیم ؛
با اولین خمیازه به خواب میرفتیم
و هر عادت مکرر را در میان
۲۴ زندان حبس نمیکردیم

 

اگر خواب حقیقت داشت؛
همیشه خواب بودیم


هیچ رنجی بدون گنج نبود ...
ولی گنج ها شاید بدون رنج بودند

 

اگر همه ثروت داشتند؛
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یکنفر در کنار خیابان خواب گندم نمیدید ؛
تا دیگران از سر جوانمردی ؛
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی میمرد ....
اگر همه ثروت داشتند

 

اگر مرگ نبود؛
همه کافر بودند ؛
و زندگی بی ارزشترین کالا بود
ترس نبود ؛ زیبایی نبود ؛ و خوبی هم شاید

 

اگر عشق نبود؛
به کدامین بهانه میگریستیم ومیخندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میاوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم....


اگر عشق نبود
اگر کینه نبود ؛
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند

 

اگر خداوند؛
یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا

انگاه نمیدانم
براستی خداوند کدامیک را میپذیرفت





این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
شکسپیر گفت:

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
... ... زندگی کوتاه است ...
پس به زندگی ات عشق بورز ...

خوشحال باش .. .
و لبخند بزن .. .

فقط برای خودت زندگی کن
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
قبل از تنفر » عشق بورز

زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
.........
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم





این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
مـــــــــــــــــــــــــــــحـــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

الا ای صاحب قلبم کجایی؟

محرم شد نمی خواهی بیایی؟

 

خوشا آن شور و حال و اشک و آهت 

 خوشا آن ناله های نینوایی

 

خوشا بر حال تو هروقت که خواهی

کنار تربت آن سر جدایی

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
سخنی از گوته

اگر ثروتمند نیستی مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند،

اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند،

اگر زیبا نیستی برخورد درست با زشتی هم وجود دارد،

اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند،

اگر تحصیلات عالی نداری با کمی سواد هم می توان زندگی کرد

،اگر مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی انسان هاست،

اما، اگر عزت نفس نداری، پس بدان که هیچ نداری






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
.............

دعایم گرچه گیرا نیست ،دعایت میکنم اما

نمیدانم چه میخواهی ، از او خواهم برای تو

هر انچه در دلت خواهی...






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
خدا رو شکر میکنم
برای همسرم که میگه امشب شام سوسیس داریم، چون امشب خونه پیش منه و نه بیرون با کس دیگری.   برای شوهرم که مثل یه گونی سیب زمینی افتاده روی مبل، چون خونه پیش منه و نه بیرون توی بارها.   برای فرزندم که از شستن ظرفها شکایت دارد و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست.    برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان.   برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن چون یعنی غذا برای خوردن دارم.   برای سایه ای که شاهد کار منه چون یعنی خورشید تو زندگیم میتابه.   برای پنجره هایی که باید تمیز بشه چون یعنی خانه ای برای زنگی کردن دارم.   برای جای پارکی که در انتهای پارکینگ پیدا میکنم چون یعنی قادر به راه رفتن هستم و وسیله نقلیه دارم.   برای هزینه بالا برای گرمایش چون یعنی خانه گرمی دارم.   برای خانمی که در کلیسا پشت سرم با صدای بدی میخواند چون یعنی گوشم میشنود.   برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم. برای کوفتگی و خستگی عضلاتم آخر روز چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.   برای زنگ ساعتی که صبح مرا از خواب بیدار میکند چون یعنی هنوز زنده هستم.
 
! زیاد بخندید




این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
موفقیت در هر سنی چه معنی میده؟

در ٤ سالگى: موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

در ٦ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه از مدرسه

در ١٢ سالگى: موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست

  در ١٨ سالگى :موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى

 در ٢٠ سالگى:موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

 در ٣٥ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 در ٤٥ سالگى :موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 در ٥٥ سالگى: موفقیت عبارت است از ... پول داشتن

 در ٦٠ سالگى: موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه

در ٦٥ سالگى :. موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى

 در ٧٠ سالگى: موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست

 در ٧٥ سالگى : موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه

در ٨٠ سالگى :موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
اگه نظر ندین نامردیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

خوشگلا باید برقصن ............ ......... . امربه معروف

 

ای قشنگتر از پریا تنها تو کوچه نریا ........... نهی از منکر

 

مثل یک نورکوچولو اومدی و ستاره شدی....... اعجاز

 

دلم فقط تو رو میخواد ............ ......... .. تارک الدنیا

 

برخیز شتربانا بربند کجاوه .................... جهاد

 

ای خانوم کجا کجا ؟.......................... صیغه فضولی

 

برای روز میلاد تن خود – من آشفته رو تنها نذاری ..... رستاخیز - شفاعت

 

دارو ندارمو بگیر مال خودت مال چشات ............ صدقه - انفاق

 

تو محشری از همه سری ............ ......... .. ذکر

 

هر کی یارش خوشگله جاش تو بهشته ........... وعدة الجنت

 

دلم هوس رطب کرده ............ ......... ......... .. روزه

 

یا منو ببر به خونتون یا بیا به خونه ی ما .......... . جبر و اختیار

 

تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی ، تو عزیزدلمی ........ حمد القلوب

 

پری پری الهی وربپری ............ ......... ..... نفرین

 

یه یار خوشگلی دارم ............ ......... ........ شکر زبانی

 

اگر اون مهندسه ، منم phd میگیرم ............ .. علم اکتسابی

 

و به شوق فردا که تو راخواهم دید ، چشم به راه میمانم ..... انتظار فرج

 

دیگه دوستم نداری ، دیگه دوستم نداری ........... سعه صدر

 

ما میرم به بندر سی هوای یاران ............ ....... صله ارحام

 

افسوس که این مزرعه را آب گرفته ............ ...... عذاب الهی

 

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته ............ ........ الضالین

 

میرم از شهر تو و یه کوله بار خاطره ............ ...... هجرت

 

بابا تو دیگه کی هستی - دسته شیطونو بستی ...... ذنوب الشیاطین

 

آره . خودم فداتم ............ ......... ......... ....... شهادت

 

یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم،میخوام بیام دستت کنم بیای تو سرنوشتم ..... نکاح – حق الزوجین

 

یه امشب شب عشقه، همین امشبو داریم ....... لیلة القدر

 

با هم پشت ما کوهه ، نمیترسیم ، نمیافتیم ........... وحدت

 

خداخدای مستون .
خدای می پرستون .
به حقه هر چی عشقه ما رو بهم برسون .... دعا

 

بزن باران که دین را دام کردند ................. . تحریف – بدعت

 

منو با خودت ببر ............ ............. . هدایت به راه راست !

 

من به رفتن قانعم ............ ...... ......... ... قناعت در طلب






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
خـــــــــــــــــــــــــدا نگهدار

خدا نگه دار

خدانگهدار ای تمام آرزوهایم

خدانگهدار ای تمام شعرهایم

****

خدانگهدار ای امیدهای نا كامم

خدا نگهدار  ستاره شب تارم

****

خدا نگهدار ای تنها خلوتگه شب هایم

خدا نگه دار ای مخزن تمام رازهایم

****

خدا نگه دار من دگر میروم

من دگر به سوی فسانه ها میروم

****

خدا نگه دار تنها همراه شبگرد تنها

تنها همسفر من در شهر خلوت غم ها

**********

به امید دیدار ای تمام امید و آرزوهایم

خدا حافظ من برای همیشه می روم...






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
مجید خراطها

خدانگهدار عزیزم


اما نمیشه باورم


توی چشام نگاه نکناین لحظه های آخرم


آخه چطور دلم بیاد


چشماتو گریون ببینم


میرم ولی این و بدون


چشم انتظارت میشینم


میرم ولی گریه نکن


نذار از عشقت بمیرم


اگر توو اوج بی کسی


با عکست آروم بگیرم


میرم ولی بدون یکی


خیلی تو رو دوست داره


یکی که از دوریه تو


سر به بیابون میزنه


خدانگهدار عزیزم


خدانگهدار عزیزم


خدانگهدار


خدانگهدار


خدانگهدار عزیزم


دارم میرم از این دیار


اینجا کسی منو نخواست


تو هم منو تنها بذار


اینجا غریب بودم


ولی هیچکی نپرسید از کجام


مسافرم باید برم


گریه نکن خدا نخواست


دوسم نداشتی اما من


عادت کردم به بودنت


غریب بودم نا مردما


تو رو ازم ربودنت


میرم ولی اینو بدون


فقط تویی دلیل بودنم


مهمون نوازی کردنت


میرم ولی گریه نکن


نذار از عشقت بمیرم


اگر توو اوج بی کسی


با عکست آروم بگیرم


میرم ولی بدون یکی


خیلی تو رو دوست داره


یکی که از دوریه تو


سر به بیابون میزنه


خدانگهدار عزیزم






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
متفّکر فقط دکتر شریعتی ............................!

بسم الله الرحمن الرحیم

سرمایه داری « پول » را جانشین « خدا »

و « تولید » را جانشین « توحید »

و « اقتصاد » را جانشین « عشق »

و « قدرت » را به جای « حقیقت »

و « لذت » را به جای « کمال » ،

« سلطه بر طبیعت » را به جای « تسلط بر خویش »؛

و رابطه ها ،رابطه گرگان و سگانی که بر مرداری هجوم برده اند

و این بر آن مخلب میکشد و این بر آن منقار؛

زندگی کردن برای مصرف،قربانی کردن « آسایش » برای ساختن

و خریدن « وسایل آسایش » و در نهایت انسان پرستنده می ماند؛

اما نه دیگر چون گذشته پرستنده کمال، ارزش، زیبایی ها، مطلق،

خیر، بینایی، آفرینندگی، جود، بلکه پرستنده دو چیز:

        « سرمایه »  و « سکس »

آگاه از اینکه آدمی اکنون بیگانه پول میشود و دیوانه لذت و بنده مصرف:

مسخ فطرت، بندگی و جنون در پست ترین و ننگین ترین شکلش.






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
چه جمله های معنی داری!!!!!!!!!!!!!!!

نظر ندین یه موقع ! جوهر کیبوردتون تمام میشه!


وقتی ارزش ها عوض می شوند، عوضی ها با ارزش می شوند!

 

--------------------

 

وقتی تبر به جنگل آمد ، درختان فریاد زدند و گفتند :
نگاه کنید دسته اش از جنس ماست !!

 

 -------------------------

 

از انقلاب ترافیکش ماندو از آزادی میدانش.از استقلال هتل و از جمهوری خیابانش.سالهای سال همه چیز تغییر کرد جز ساندیسهایی که رویش مینویسند "از اینجا باز کنید"ولی مردم باز از آنجا باز میکنند!!!!

 

---------------------------------

 

فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم!

 

---------------------------------

  

خدا یا کیفیت رو فدای کمیت نکن. کمتر خلق کن ولی آدم خلق کن!

 

------------------------------

 

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی !






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!???????????!!!!!!!!!!!!!!!!

یك انگلیسی ؛ یك آمریكایی و یك ایرانی مردند و همگی رفتند جهنم ...

فرد انگلیسی گفت: دلم برای انگلیس تنگ شده ... می خواهم با انگلستان تماس بگیرم و ببنیم بعضی افراد آنجا چه كار می كنند !
تماس گرفت و به مدت 5دقیقه صحبت كرد ...
سپس گفت:
خب، شیطان چقدر باید برای تماسم بپردازم ؟
شیطان 5 میلیون دلار خواست ...
5 میلیون دلار ؟؟ !!!
انگلیسی چك كشید و برگشت روی صندلی اش نشست ...


فرد آمریكایی خیلی حسود بود و شروع كرد به جیغ و فریاد كه من هم می خواهم با امریكا تماس بگیرم و از اوضاع اونجا با خبر شوم .
او تماس گرفت ...
و به مدت 10 دقیقه صحبت كرد . سپس گفت: خب شیطان ، چقدر باید بابت تماسم پرداخت كنم ؟؟ !!
شیطان 10 میلیون دلار خواست ...
10 میلیون دلار ؟؟ !!!
آمریكایی چك چكشید و برگشت بر روی صندلی اش نشست ...


و اما ایرانی که خیلی خیلی حسود بود ... او شروع كرد به جیغ و فریاد كه من هم می خواهم با كشورم تماس بگیرم و از اوضاع آنجا باخبر بشوم .
با كشورش تماس گرفت و به مدت 12 ساعت صحبت كرد .. !
سپس گفت: خب شیطان ، چقدر باید برای تماسم پرداخت كنم ؟
شیطان گفت:
1دلار ...
فقط 1دلار ؟؟؟ !!!
شیطان گفت بله خب ... از جهنم به جهنم داخلیه ... !!!

 

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
«گفتگو با خدا»

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

خدا گفت: پس می‌خواهی با من گفتگو کنی؟

گفتم: اگر وقت داشته باشید.

خدا لبخند زد،

وقت من ابدی است

چه سوالاتی در ذهن داری که می‌خواهی از من بپرسی؟

گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می‌کند؟

خدا پاسخ داد...

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می‌شوند.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می‌خورند.

این که سلامتشان را صرف به دست آوردن پول می‌کنند

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می‌کنند.

این که با نگرانی نسبت به آینده

زمان حال فراموش‌شان می‌شود.

آنچنان که دیگر نه در آینده زنگی می‌کنند و نه در حال.

این که چنان زندگی می‌کنند که گویی هزگر نخواهند مرد

و چنان می‌میرند که گویی هرگز زنده نبوده‌اند.

خداوند دست‌های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.

بعد پرسیدم...

به عنوان خالق انسان‌ها، می‌خواهید آنها چه درسهایی از زندگی را یاد بگیرند؟

خدا با لبخند پاسخ داد،

یاد بگیرند که نمی‌توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.

اما می‌توان محبوب دیگران شد.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،

بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می‌توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم، ایجاد کنیم

و سال‌ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

با بخشیدن، بخشش یابد بگیرند.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقاً دوست دارند

اما بلد نیستند احساس‌شان را ابراز کنند یا نشان دهند.

یاد بگیرند که می‌شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشیند

بلکه باید خودشان هم خود را ببخشند.

و یاد بگیرند که من این‌جا هستم.

همیشه.

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
دکتر شریعتی

الهی !
با خاطری خسته ، دلی به تو بسته ، دست از غیر تو شسته ، در انتظار رحمتت نشسته ام
میدهی کریمی ، نمیدهی حکیمی
می خوانی شاکرم ، می رانی صابرم
الهی !
احوالم چنانست که می دانی و اعمالم چنین است که میبینی، نه پای گریز دارم نه زبان ستیز
الهی !
مشت خاکی را چه شاید ، و از او چه برآید و با او چه باید؟






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
...............................

تقصیر ما نیست که روی حرحفهایمان نمی مانیم،ما بر روی زمینی زندگی می کنیم که ، روزی دو بار خودش را دور می زند….






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
دکتر شریعتی

بزرگترین خوشبختی ادمها بد بختی های کوچکشان است.






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
داستان

دخترک با دقت تمام داشت بزرگترین قلب ممکن را با یک چوب روی ماسه ها ترسیم میکرد. شاید فکر میکرد که هر چه این قلب را بزرگتر درست کند یعنی اینکه بیشتر دوستش دارد! بعد از اینکه قلب ماسه ای اش کامل شد سعی کرد با دستهایش گوشه هایش را صیقل دهد تا صاف صاف بشود شاید میخواست موقعی که دریا آن را با خودش می برد این قلب ماسه ای جایی گیر نکند!از زاویه های مختلف به آن نگاه کرد شاید می خواست اینطوری آن را خوب خوب بشناسد و مطمئن بشود همان چیزی شده که دلش میخواست!به قلب ماسه ای اش لبخندی زد و از روی شیطنت هم یک چشمک به قلب ماسه ای هدیه داد . دلش نیامد که یک تیر ماسه ای را به یک قلب ماسه ای شلیک کند!برای همین هم خیلی آرام چوبی را که در دستش بود مثل یک پیکان گذاشت روی قلب ماسه ای.حالا دیگر کامل شده بود و فقط نیاز به مواظبت داشت . نشست پیش قلب ماسه ای و با دستش آن را نوازش کرد و در سکوت به قلب ماسه ای قول داد که همیشه مواظبش باشد.برای اینکه باد قلبش را ندزدد با دستهایش یک دیوار شنی دور قلبش درست کرد.دلش می خواست پیش قلب ماسه ای اش بماند ولی وقت رفتن بود  . نگاهی به قلب ماسه ای کرد و رفت.چند قدمی دور نشده بود که دوباره برگشت و به قلب ماسه ای قول داد که زود برمی گردد و بقیه راه را دوید.فردا صبح دخترک در راه برای قلب ماسه ای گلی چید و رفت به دیدنش. وقتی به قلب ماسه ای رسید آرام همانجا نشست و گلها را پرپر کرد و بر روی قلب ماسه ای ریخت.

 

قلب ماسه ای با عبور چرخ یک ماشین شکسته شده بود.






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کودکی که میداند گریه های مادرش
تن‌فروشی های خواهرش،
دستهای پینه بسته پدرش،
همه از بی پولی است
...
چگونه در مدرسه بنویسد علم بهتراز ثروت است ؟





این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
آدمها و آدم ها ...


آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک مسئله ندارند

آدم های بزرگ سکوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند
آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
بعد از چند وقت غیبت ببینید با چی امدممممممممممممممممممممممممممممممممم

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.

 اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.

  البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.

هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.

 بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد

 

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .

نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین

 اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را

به دست بیاورندتا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند، از طرفی هیچ گوساله

 ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو،

بعله  برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر

، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

آنها چشمهای سیاه و درشت و خوشگلی دارند.

 شاعر در این باره میگوید:

سیه چشمون چرا تو نگات دیگه اون همه صفا نیست

سیه چشمون بگو نکنه دلت دیگه پیش ما نیست

هیچ گاوی نگران کرایه خانه اش نیست.نگران نیست نکند از کار اخراجش کنند.گاوها آنقدر عاقلند که میدانند بهترین سالهای

عمرشان را نباید پشت کنکور بگذرانند .

گاوها بخاطر چشم و همچشمی دماغشان را عمل نمی کنند. شما تا حالا دیده اید گاوی دماغش را چسب بزند؟شما

 تا حالا دیده اید گاوی خط چشم بکشد؟

گاوها حیوانات مفیدی هستندو انگل جامعه نیستند.شما تا کنون یک گاو معتاد دیده اید؟

گاوی دیده اید که سر کوچه بایستد و مزاحم ناموس مردم  شود؟ آخر گاوها خودشان خواهر و مادر دارند.

ما از شیر،گوشت، پوست، حتی روده و معده ی گاو استفاده میکنیم. اقای طاعتی زاده معلم خوب حرفه و فن ما گفته که

ما حتی از دستشویی بزرگ (پشگل) گاو هم استفاده میکنیم.

 

تا حالا شما گاو بیکار دیده اید؟ آیا دیده اید گاوی زیر آب گاو دیگری را پیش صاحبش بزند؟تا حالا دیده اید گاوی غیبت گاو دیگری

 را بکند؟آیا تا بحال دیده اید گاوی زنش را کتک بزند یا گاو ماده ای شوهر خواهرش را به رخ شوهرش بکشد؟و مثلا بگوید

 از آقای فلانی یاد بگیر.آخر توهم گاوی؟! فلانی گاو است بین گاوها.

 

تازه گاوها نیاز به ماشین ندارند تا بابت ماشین 12 میلیون پول بدهند و با هزار پارتی بازی ماشینشان را تحویل بگیرند و

 آخرش هم وسط جاده یه هویی ماشینشان آتش بگیرد.هیچ گاوی آنقدر گاو نیست که قلب دیگری را بشکند.البته

 شاعر باز هم در این مورد شعری فرموده است:

 

 گمون کردی تو دستات یه اسیرم

دیگه قلبم رواز تو پس میگیرم

 
 

 دیده اید گاو نری به خاطربه دست آوردن ثروت پدر گاو ماده به او بگوید:عاشقت هستم"!!سرت سر شیر است و دمت دم پلنگ !!

 دیده اید گاو پدری دخترش را کتک بزند!؟

گاو ها در جامعه شان فقر ندارند .گاوها اختلاف طبقاتی ندارند.

آنها شرمنده زن و بچه شان نمیشوند.رویشان را با سیلی رخ نگه نمیدارند.


هیچ گاوی غمباد نمیگیرد.هیچ گاوی رشوه نمیگیرد.هیچ گاوی اختلاس نمیکند. هیچ گاوی آبروی دیگری را نمیریزد.

هیچ گاوی خیانت نمیکند. هیچ گاوی دل گاودیگر را نمیشکند.هیچ گاوی دروغ نمیگوید .هیچ گاوی آنقدر علف نمیخورد که

 از فرط پرخوری مجبور شود روی آن همه علف یک آفتابه عرق سگی بخورد و بعدش راه بیفتد توی کوچه خیابان در حالی که

 گاو طویله کناریشان از گرسنگی شیر نداشته باشد تا به گوساله اش شیر بدهد.

هیچ گاوی گاو دیگر را نمیکشد  .هیچ گاوی...

 

اگر بخواهم در مورد فواید گاو بودن بگویم، دیگر زنگ انشاء میخورد و نوبت بقیه نمی شود که انشایشان را بخوانند.

اما به نظر من مهمترین فایده گاو بودن این است که دیگر آدم نیستید...

 لباس ما از گاو است ، غذایمان از گاو ، شیر و پنیر و کره و خامه ...همه از گاو..

 ولی...هیچ گاوی نگفت: من گفت :ما... 

 

 






این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
شکسپیر

کاش وقت دگری او می مرد ، دردا ، دردا
سخن از مرگ زمان دگری می شد گفت : فردا ، فردا
پله های روز ها را نرم و لغزان می خزیم ،
بار مرگ ناگزیری را به آخر می بریم .
این همه دیروز هایی کر پی هم بوده اند ،
مرگ را همچون سبک مغزان نشانگر بوده اند .
زندگی ، ای شمع کوچک ! شعله ات پاینده نیست ،
تا رسد صبحی ز ره ، نورت به شب زاینده نیست .
زندگی یک سایه ی لغزنده است ،
زندگی بازیگری بازنده ست :
اضطرابش روی صحنه آشکار ،
ساعتی دیگر نماند بر قرار .
زندگی چون قصه ی دیوانه ای ست ،
پر هیاهو ، پوچ و چون افسانه ای ست .







این مطلب توسط میلاد نوشته شد | نظرات()
تعداد صفحات
1 -  2 -  3 -  4 -  5 -  6 - 
تعداد کل : 6 تا